بیا عشقم
*بیا، کاین دل سر هجران ندارد*
*بجز وصلت دگر درمان ندارد*
*به وصل خود دلم را شاد گردان*
*که خسته طاقت هجران ندارد*
*بیا، تا پیش روی تو بمیرم*
*که بیتو زندگانی آن ندارد*
*چگونه بیتو بتوان زیست آخر؟*
*که بیتو زیستن امکان ندارد*
*بمردم ز انتظار روز وصلت*
*شب هجران مگر پایان ندارد؟*
*بیا، تا روی خوب تو ببینم*
*که مهر از ذره رخ پنهان ندارد*
*ز من بپذیر، جانا، نیم جانی*
*اگر چه قیمت چندان ندارد*
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 19:43 توسط شیخ فخرالدین حجازی
|
بنام خدای بسیار بخشنده و بخشایشگر و مهربان