یابن حسن کجائی؟
اي آن كه روز اول بـا مـن تـو آشنايي
سائل به در نشسته تا در بر او بگشايي
آيـا شود ببينـم روزی ز در درآيي
با يـك نگه به پايت سازي مرا فدايي
يابن الحسن كجايي، من آمـدم گدايي
يابن الحسن كجايي، مُردم از اين جدايي
اي لاله ي بهاري تنهـا تويـي مجيبـم
يك بوسـه از جمالـت آيـا شود نصيبم
ترسم نيايي و من، از كف دهـم شكيبم
ترسـم دهـد زمانه، آخـر مـرا فريبـم
مُردم ز درد هجران، كو مَرهـم و دوايي
يابن الحسن كجايي، مُردم از اين جدايي
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر ۱۳۹۸ ساعت 20:48 توسط شیخ فخرالدین حجازی
|
بنام خدای بسیار بخشنده و بخشایشگر و مهربان